تبليغاتX
HAMID SPIKO

HAMID SPIKO

جوان

این...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم بهمن 1389ساعت 0:4  توسط حمید اسپیکو  | 

مورد توجه عاشق ها ...

hamid reza.m

دلشوره و تپش شدید قلب از نشانه‌هایی هستند که در داستان‌ها، افسانه‌ها یا زندگی روزمره از آن به عنوان نشانه‌های عاشق شدن یاد شده است و اکنون علم در زمینه این مفهوم و ایده عشق در نگاه اول توضیحات قابل توجهی ارائه کرده است.
از دید علم عاشق شدن چندان ساده نیست اما بسیار سریع رخ می‌دهد. به گفته دانشمندان دانشگاه‌های ویرجینیای غربی و ژنو، احساسات شدید، قوی، واقعی و عمیق نسبت به فردی یا پدیده‌ای در واقع تنها نتیجه فعالیت‌های بسیار پیچیده و متوالی مغز است. قرار گرفتن در حالات احساسی شدید یا به بیان دیگر عاشق شدن از عناصر شیمیایی، شناختی و رفتارهای هدفگرا ترکیب شده و ساختاری کاملا پیچیده و درهم را به وجود آورده است. بر اساس مطالعات جدید این پدیده بر خلاف تصور بسیاری از افراد، تنها یک احساس اولیه نیست بلکه فرآیندی به‌شدت پیچیده و در عین حال منظم است که ۱۲ بخش از مغز به صورت همزمان برای ایجاد و حفظ لحظه
جادویی ایجاد چنین احساسی با هم به شدت فعالیت می‌کنند و محققان دریافته‌اند اولین فعالیت‌های مغزی ویژه چنین احساسی تنها در یک پنجم ثانیه پس از اینکه فرد در معرض موقعیت زمینه ساز قرار می‌گیرد، آغاز می‌شود.
بر اساس مطالعات جدید در پروژه‌ای به نام
تصویربرداری نورونی عشق، بخشهایی خاص از مغز با نام‌هایی کاملا غیر رمانتیک مانند غشای کمربندی قدامی‌در کنار عوامل شیمیایی مانند عامل‌های رشد اعصاب شامل دوپامین و اکسیتوسین در هماهنگ و ایجاد کردن احساس علاقه شدید به شخص یا پدیده‌ای نقش دارند.
برخی از این مناطق بخش‌هایی از مغز هستند که در افرادی که از داروهای مخدر استفاده می‌کنند به شدت فعالیت دارند از این رو می‌توان نتیجه گرفت به وجود آمدن
احساسات شدید نسبت به فرد یا پدیده‌ای، تاثیری مشابه تاثیر داروهای مخدر بر ذهن انسان دارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت 23:46  توسط حمید اسپیکو  | 

همیشه دوست داشتم...

همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 15:25  توسط حمید اسپیکو  | 

در نگاه كسانی كه پرواز را نمی فهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری كوچكتر خواهی شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 15:23  توسط حمید اسپیکو  | 

عشق چیست؟

به گل گفتم عشق چیست؟

  گفت از من خوشبوتر

 به پروانه گفتم عشق چیست؟

 گفت از من زیبا تر

به شمع گفتم عشق چیست؟

 گفت از من سوزنده تر

 به عشق گفتم آخر تو چیستی؟

گفت نگاهی بیش نیستم

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم تیر 1389ساعت 15:4  توسط حمید اسپیکو  | 

اولین كسی كه عاشقش میشی دلتو میشكونه و میره . دومین كسی رو كه میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده كنی دلتو بدتر میشكنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی كه هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشكونی كه انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یكی دیگه . . . اینطوریه كه دل همه آدما میشکنه
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 21:12  توسط حمید اسپیکو  | 

ای کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد
که امشب با ناله ای بغض آلود
بر دیار این دل خسته
اشک می ریزد

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 21:4  توسط حمید اسپیکو  | 

دردی بدتر از تنهایی نیست...

دردی بدتر از تنهایی نیست.... 
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 20:56  توسط حمید اسپیکو  | 

جوانی

 جوانی

چرا در غم جوانی از دست رفته بنالم؟

شاید هنوز روزهایی شیرین در انتظار من باشند!

حالا که دوران جوانی گذشته را از برابر دیده می گذرانم،

خاطره ای دلپذیر برای من تسلایی آسمانی همراه می آورد.

ای نسیم ها،

این خاطره ی مرا به آن جا برید که برای نخستین بار دل من به تپش های دلی دیگر پاسخ گفت...

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 20:31  توسط حمید اسپیکو  | 

نمی دانم...

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 20:27  توسط حمید اسپیکو  | 

این شب ها...

این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من است...

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 0:0  توسط حمید اسپیکو  |